<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گل سرخ</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/</link>
<description>سرگرمی ... بازی ... طنز</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 29 Dec 2008 11:16:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عکس</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 512px; HEIGHT: 431px&quot; height=480 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://pix2pix.org/my_unzip/119140518024.jpg&quot; width=602 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Dec 2008 11:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان طنز</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .&lt;BR&gt;سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟ سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهي بميرم براي اين دختر خوشگله که بدبختيهاش يکي دو تا نبود . .... القصه ، يه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشي زير دلش زده بود ، خر شد و تصميم گرفت که ازدواج کنه . رفت پيش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن مي خوام ..... مامانش : تو غلط مي کني پسره ي گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ ديگه زن گرفتنت چيه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پير پسر مي شم ، دارم مثل غنچه ي گل پرپر مي شم .....مامانش در حالي که اشکش سرازير شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شير و شکرم ، پسر گلم ، مي خواي با کي مزدوج شي؟ ....... شاهزاده : هنوز نمي دونم ولي مي دونم که از بي زني دارم مي ميرم ...... مامانش : من از فردا سراغ مي گيرم تا يه دختر نجيب و آفتاب مهتاب نديده و خوشگل مثل خودم برات پيدا کنم . خلاصه شاهزاده ديگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش يه دختر با کمالات و تحصيل کرده و امروزي براش گير بياره. يه روز مامانش گفت : کوچولوي عزيز مامان ، من تمام دختراي شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردني برات بگيرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردني؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمي فهمي ، براي اينکه مهريه بهش ندي، پس آخه تو کي مي خواي آدم بشي ؟ روز مهموني فرا رسيد ، سيندرلا و زري و پري هم دعوت شده بودند . زري و پري هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه ميمون ، اما سيندرلا ، واي چي بگم براتون شده بود يه تيکه ماه ، اصلا&quot; ماه کيلويي چنده ، شده بود ونوس شايدم ...( مگه من فضولم ، اصلا&quot; به ما چه شبيه چي شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سيندرلا رو با خودش نبرد ، سيندرلا کنار شومينه نشست و قهوه ي تلخ نوشيد و آه کشيد و اشک ريخت . يهو ديد يه فرشته ي تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با يه دماغ سلطنتي و چشماي لوچ جلوي روش ظاهر شد ....سيندرلا گفت : سلام....... فرشته : گيريم عليک . حالا آبغوره مي گيري واسه من ؟ ...... سيندرلا : نه واسه خودم مي گيرم .......فرشته : بيجا مي کني ، پاشو ببينم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سيندرلا : آرزو مي کنم که به مهمونيه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کي جلوي راهتو گرفته دختره ي پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سيندرلا : چشم ميرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سيندرلا پا شد ، مي خواست راه بيفته . زنگ زد به آژانس ، ولي آژانس ماشين نداشت . زنگ زد به تاکسي تلفني ولي اونجا هم ماشين نبود . زنگ زد پيک موتوري گفت : آقا موتور داريد؟ يارو گفت : نه نداريم. سيندرلا نا اميد گوشي رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هي ميگي برو برو ، آخه من چه جوري برم؟ فرشته گفت : اي به خشکي شانس ، يه امشب مي خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبيا ببينم چه مرگته !!!! بلاخره يه خاکي تو سرمون مي ريزيم . با هم رفتند تو انباري ، اونجا يدونه کدو حلوايي بود ، فرشته گفت بيا سوار اين شو برو ، سيندرلا گفت : اين بي کلاسه ، من آبروم مي ره اگه سوار اين بشم . فرشته گفت : خوب پس بيا سوار من شو !!! سيندرلا گفت : يه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت مي خوره؟ .... فرشته : بعله مي خوره .....سيندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگريش و رو هوا چرخوند و کوبيد فرق سر آناناس و گفت : يالا يالا تبديل شو به پرشيا. بيچاره آناناس که ضربه مغزي شده بود از ترسش تبديل شد به يه پرشياي نقره اي. فرشته به سيندرلا گفت : رانندگي بلدي؟ گواهينامه داري؟....... سيندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بميري تو ، چرا نداري؟..... سيندرلا : شهرک آزمايش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : اي خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ي يه سوسک بدبخت که رو ديوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشيا نگاه مي کرد . سوسکه تبديل شد به يه پسر بدقيافه ، مثل پسراي امروزي . سيندرلا گفت : من با اين ته ديگ سوخته جايي نميرم.....فرشته : چرا نميري؟........ سيندرلا : آبروم مي ره....... فرشته : همينه که هست ، نمي تونم که رت باتلر رو برات بيارم ....... سيندرلا : پس حداقل به اين گاگول بگو يه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختي بود حرکت کردند سمت خونه ي پادشاه. وقتي رسيدند اونجا ديديند واي چه خبره !!!!! شکيرا اومده بود اونجا داشت آواز مي خوند ، جنيفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تيليت مي کرد . زري و پري هم جوگير شده بودند و داشتند تکنو مي زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه مي رفت (آخه بي چاره صغرا خانم از بي شوهري کپک زده بود ) خلاصه تو اين هاگير واگير شاهزاده چشمش به سيندرلا افتاد و يه دل نه صد دل عاشقش شد . سيندرلا هم که ديد تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ي ملوسم منو مي گيري ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سيندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالي که چشماش از خوشحالي برق مي زد گفت : آره مي گيرمت ، من هميشه آرزو داشتم شماره ي پاي زنم 37 باشه. خلاصه عزيزان من شاهزاده سيندرلا رو در آغوش کشيد و به مهمونا گفت : اي ملت هميشه آن لاين ، من و سيندرلا مي خواهيم با هم ازدواج کنيم ، به هيچ خري هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا خوندند : گل به سر عروس يالا ... داماد و ببوس يالا ... سيندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و صغرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و شونصد تا بچه به دنيا آوردند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.persianv.com/photo/albums/sinderella/normal_persianv.com.sinderella_(5)_w.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 17:52:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;سلام دوستان عزیز      &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;امیدوارم که حالتان خوب باشد دوستان عزیزم من یه تصمیم گرفتم یه تصمیم مهم اینکه ازاین به بعدتوی هرآپ  چندتا ازعکس های سیاوش خیرابی را بذارم البته اگر دوست دارید حالامن چندتاعکس میذارم اگرخوشتان امد بگین که ازاین به بعد چندتا عکس بذارم امیدوارم بانظراتتون منو خوشحال کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://night-skin.com/up/images/utsgnmhoyrqfawdabxz.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=617 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://night-skin.com/up/images/0hs6nrrfvzijc198z4ta.jpg&quot; width=366 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Dec 2008 11:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طنز</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000&gt;۱۰نکته بسیار مهم و آموزنده در اس ام اس بازی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;1. کله سحر به کسی اس ام اس ندهید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;2.اگر کسی مدام از روی بیکاری برای شما می دهد برایش می دهی : (ستاد مبارزه با کرم های شبانه..... بفرمایید........)&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;3.  اگر خواستید با کسی رفیق اس ام اسی شوید صبح بعد از صبحانه به او پیام می دهی (صبح بخیر...) ظهر، پس از صرف نهار می دهی (ظهر بخیر) و شب ها نیز پس از صرف شام پیام می دهی (شب بخیر) و بعد از این کار یک یا علی گفته و مدام برایش انواع و اقسام اس ام اس را می دهی و آنقدر این کاررا ادامه می دهی تا مجبور شود جواب دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;4. یادتان باشد که در اس ام اس بازی لوتی گری حرف اول رو می زنه و اگر یکی از دوستان به علت بدهی بالای اس ام اس توان اس ام اس فرستادن را نداشت و شما بایددست در جیب مبارک کرده و به او بگویی ( از این به بعد من قبض موبایلت رو حساب می کنم ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;5.فقط اس ام اس ندهید و هر از چند گاهی زنگی بزنید و حرفای High class بزنید !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;6. اگر احساس کردید که یکی از دوستانتان علاقه گذشته را برای این که با شما بازی کند را ندارد از روش عواطف اس ام اسی استفاده می کنید. در این روش شما باید کلماتی را به کار ببرید که احساسات طرف مقابل را دگرگون سازد و علاقه اش بیش از پیش به شما گردد : ( ای دوست اس ام اسی تنهایی بی کسی من.....در کویر دلم تو کسی را راه نمی دهم .....). البته ممکن است مجبور شوید در سال به بیش از پنجاه نفر این را بفرستید که البته به خوئتان بستگی دارد !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;7.اگر خواستید حال کسی رو بگیری وقتی گفت بلافاصله و بدون معطلی همان اس ام اس هایی را که برای تو فرستاده بود را برایش می فرستی ! در این مرحله باید انت کنی که سرعت عملت به گونه ای باشد که انقدر برای او اس ام اس برسد که فرصت اس ام اس فرستادن به شخص مورد نظرش را نکند !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;8. همیشه 2 الی 3 خط در دسترس داشته باشید و اس ام اس هایتان را با خط های مختلف بفرستید چون جدیدا خیلی کلاس داره ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;9. اگر دوست داری مدام برات اس ام اس بیاد ایرانسل بخر چون آنقدر برات اس ام اس می ده که ....!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;10.دقت داشته باشید که اگر کسی در روز برات یک اس ام اس داد یعنی از ذهنش پاک نمی شی، اگر دوتا داد بدون دوستت داره ،اگر سه تا داد یعنی خیلی علاقه داره و اگر بیشتر داد بدون که مریضه !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=364 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://night-skin.com/up/images/nzzg6xhodsr6jhb08ky.jpg&quot; width=468 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 13:03:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طنز</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000&gt;امتحان آيين نامه راهنمايي رانندگي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به منظور آشنايي دوستان پشت کنکور گواهينامه با آيين نامه راهنمايي و رانندگي يه چند تا از سوالات رو کش رفتيم که در اينجا براي شما ميزاريم تا حالشو ببريد.فقط سر امتحان ضايع بازي در نياريد ها...ما رو يه وقت لو نديد ها.....ديگه سفارش نکنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;1 . در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چکار ميکنيد ؟&lt;BR&gt;الف) سرمون رو از شيشه مياريم بيرون ميگيم هوووو يره مگه کوري برو اونور ديگه .&lt;BR&gt;ب) به موازات دوچرخه سوار حرکت ميکنيم و يه هو ميپيچيم جلوش تا حالش گرفته شه.&lt;BR&gt;ج) پشت سرش يه بوق خفن ميزنيم تا هُل شه و بخوره زمين و بعد از روش رد ميشيد طوري که مخش بپاشه بيرون&lt;BR&gt;د) با ماشين ميکوبيم بهش تا بيفته زمين و بعد از رو مخش رد ميشيم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;2 . از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور سيکلت سوارها باشيد ؟&lt;BR&gt;الف) چون همينجوري سرشون رو ميندازن پايين ميان تو تقاطع .&lt;BR&gt;ب) چون سهميه بنزينشون کمتره و گناه دارن .&lt;BR&gt;ج) چون خيلي کوچيک هستند و ما ريز ميبينيمشون .&lt;BR&gt;د) ممکنه موتور پليس باشه ، بعد آب بيار و حوض خالي کن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;3 . در کدام محل است که نبايد پارک کنيد ؟&lt;BR&gt;الف) پارکينگ طبقاتي رايگان الماس شهر .&lt;BR&gt;ب) پارکينگ عمومي پارک ملت .&lt;BR&gt;ج) دم در خونه مادر زن.&lt;BR&gt;د )دم در خونه مادر شوهر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;4 . خط ممتد دوگانه به چه معناست؟&lt;BR&gt;الف) براي تاکيد اينکه دو خط موازي هيچوقت به هم نميرسن.&lt;BR&gt;ب) به معني اينکه بايد اين دو خط رو بگيري همينجوري بري .&lt;BR&gt;ج )يعني اينکه دور زدن ممنوع ولي... يه دفعه ميتونيد دور بزنيد که حال همه گرفته بشه .&lt;BR&gt;د) يعني موش تو سوراخ نميرفت وقتي ميرفت جمعه ميرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;5 . وقتي چراغ زرد رو ديديد بايد چه کار کنيد؟&lt;BR&gt;الف) اگر حتي 1 ثانيه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگيريد و بريد.&lt;BR&gt;ب )اول يواش بريد بعد که ديديد کسي حواسش نيست بازم گازش رو بگيريد و بريد.&lt;BR&gt;ج) يعني چيزي ديگه به اتمام کارت سوختت نمونده..براتون متاسفم&lt;BR&gt;د) هيچ خطري شما رو تهديد نميکنه پس با خيال راحت گازتون رو تا ته بگيريد و بريد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;6 . اين تابلو به معناست ؟&lt;BR&gt;الف) يعني جاده خودشو لوس کرده و دو رگه اس.&lt;BR&gt;ب) يعني جاده مار دارد.....مار هم موش تو سولاخ نميرفت.&lt;BR&gt;ج) يعني همچين ترمز کنيد که خط لاستيکاتون بيفته&lt;BR&gt;د) يعني هر چه قدر عشقته لايي بکش!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;7 . اين تابلو به چه معناست ؟&lt;BR&gt;الف) يعني...اووووه ...بيخيال !&lt;BR&gt;ب) يعني....اَ اَ اَ اَ اَ ....ايول بابا !&lt;BR&gt;ج )يعني....ها ا ا ا ا .....! &lt;BR&gt;د) يعني .....چ......ي ؟! جون من راس ميگي!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;8 . اين تابلو به چه معناست ؟&lt;BR&gt;الف) ابومسلم سرور پرسپوليسه&lt;BR&gt;ب) پرسپوليس سرور ابومسلمه&lt;BR&gt;ج )فقط تيم ملي&lt;BR&gt;د) هيچ کدوم...فقط کريم باقري!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;9 . به هنگام ترکيدن لاستيک کدام مورد را بايد انجام بديد ؟&lt;BR&gt;الف) مثل زنها جيغ ميکشيد و از پنجره ميپريد بيرون....&lt;BR&gt;ب) خونسرديتون رو حفظ ميکنيد و بوسيله يه ستون ماشين رو متوقف ميکنيد( يعني خودتونو ميکوبيد به ستون)&lt;BR&gt;ج) فرمون رو بچسبيد و ول نکنيد تا ماشين مثل بچه آدم خودش وايسته.&lt;BR&gt;د) چشماتون رو ميبنديد و به خدا توکل ميکنيد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;10 . در حال نزديک شدن به خط کشي عابر پياده هستيد . عابرين منتظرند تا عبور کنند.چه مواردي را بايد انجام دهيد ؟&lt;BR&gt;الف) بيخيال عابر بابا....عابر کيلو چنده .بزن برو..&lt;BR&gt;ب )با همون سرعت يه دفعه از بغلشون رد ميشيد تا بترسند و شما حالشو ببريد.&lt;BR&gt;ج) اگه ديديد خيلي پرروين، ميايد پايين و بعد از چند تا ناسزا بارشون کردن ، تا جايي که ميخورن ميزنينشون.&lt;BR&gt;د) از کنارشون با سرعت رد ميشيد و بهشون ميگيد : ..{....}...!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://night-skin.com/up/images/ukoc07au0khywpviafsh.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Nov 2008 13:43:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تست</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;جواب سوال های زیر را دریک کاغذ یادداشت کنید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;حیوانی که در زیر نوشته شده را به ترتیبی که دوست دارید انتخاب کنید و بنویسید &lt;BR&gt;پلنگ - اسب - گاو - خوک - گوسفند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;کلمات نوشته شده در زیر را با یک لغت توصیف کنید &lt;BR&gt;سگ &lt;BR&gt;گربه &lt;BR&gt;موش &lt;BR&gt;دریا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در مقابل هرکدام از رنگهای زیر اسم یکی از دوستانتان را که فکر میکنید شخصیتش به رنگ می خورد را بنویسید &lt;BR&gt;نارنجی &lt;BR&gt;قرمز &lt;BR&gt;سبز &lt;BR&gt;زرد &lt;BR&gt;سفید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;_____________________________________________________________________________&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سوال اول -حیواناتی که گفته شد هر کدام نشاندهنده یکی از مشغولیات یادارائی های شما در زندگی است واینکه کدام را بر دیگری اولویت داده اید نشان میدهد که شما به کدامیک اهمیت بیشتری می دهید &lt;BR&gt;گاو نشاندهنده ی شغل و کار &lt;BR&gt;پلنگ نشاندهنده ی غرور &lt;BR&gt;گوسفند نشاندهنده ی عشق و احساسات &lt;BR&gt;خوک نشاندهنده ی پول &lt;BR&gt;اسب نشاندهنده ی خانواده &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سوال دوم - توضیحاتی که در مورد کلمات دادید در حقیقت برای افرادی که در پاییین نوشته میباشد: &lt;BR&gt;سگ = شخصیت شما &lt;BR&gt;گربه = آنکه در زندگی شریک شماست &lt;BR&gt;موش = دشمن &lt;BR&gt;دریا = زندگیتان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;سوال سوم -در زیر نام هر کدام از دوستانتان را که به رنگها نسبت داده بودید در زیر بجای رنگ انتخاب شده بگذارید وببینید &lt;BR&gt;نارنجی = کسی که شما فکر میکنید یک دوست واقعی هست &lt;BR&gt;قرمز = کسی که شما واقعا دوستش دارید &lt;BR&gt;سبز = کسی که شما در ادامه ی زندگیتان او را فراموش خواهید کرد&lt;BR&gt;زرد = کسی که شما هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد &lt;BR&gt;سفید =کسی که شما با او یک روح هستید ولی در 2 بدن&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 418px; HEIGHT: 334px&quot; height=334 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://night-skin.com/up/images/3v3e16nrf48l9p6dgl5.jpg&quot; width=378 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 08 Nov 2008 12:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طنز</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;حکایت ماها در اون دنیا!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون &apos;بنز&apos; و &apos;ب ام و&apos; جايی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن . &lt;BR&gt;خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، فرزندان من هستند و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت! برو يک زنگی به شيطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی يعنی چی!!! &lt;BR&gt;جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بفرماييد؟ &lt;BR&gt;جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟ &lt;BR&gt;شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!! جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG height=377 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i19.tinypic.com/5zm6c00.jpg&quot; width=489 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Oct 2008 11:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#cc0099 size=2&gt;یک داستان واقعی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.&lt;BR&gt;شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.&lt;BR&gt;دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!&lt;BR&gt;چه اتفاقي افتاده؟&lt;BR&gt;در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!&lt;BR&gt;چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.&lt;BR&gt;متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.&lt;BR&gt;در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟&lt;BR&gt;همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!&lt;BR&gt;مرد شديدا منقلب شد.&lt;BR&gt;ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!&lt;BR&gt;اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i10.tinypic.com/6lxg2zn.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Oct 2008 12:06:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ضرب المثل طنز</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;2-ديگ به ديگ چيزي نمي گه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;3-شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;4-گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;5-صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;6-جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;7-عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;8-کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;9-آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;10-پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 10:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عیدمبارک</title>
<link>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff3300 size=6&gt;عیدفطرمبارک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff3300 size=6&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=352 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i24.tinypic.com/epgf7l.jpg&quot; width=443 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 19:52:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=onlinesepideh&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>onlinesepideh</dc:creator>
<guid>http://onlinesepideh.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
