|
دوستت دارم به زبان های زنده دنیا ! فارسي Farsi (Persian) : Doostat daram
خود کشی اصولا واژه خودکشي به معني خود کشتنه. يعني در اين عمل فرد اونقدر خودشو ميکشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنجهاي فراوان يا 1.طناب. 2- سيخ کباب. 3- کبريت آغشته به بنزين . 4- قرض دياز پام. 5- آمپول هواي تهران. 6- دندون مصنوعي حاج خانمشون. 7- لوله گاز. 8- پاکت نايلون. 9- چاقوي ميوه بري. 10- نخ کاموايي. 11- سوزن لحاف دوزي. 12- تيغ ريش تراشي مصرف شده. 13- مرگ موش. خب... براي شروع بد نيست. ولي نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب ميكنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلي مهمه» 1- زمان خودکشي رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش) 2- مبادا بعد از خودکشي از ريخت و قيافه بيفتيد. 3- بهترين لباستونو تنتون کنيد. 4- حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشي رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد. 5- خواهشا زياد کثيف کاري نکنيد. 6- موقع خودکشي لبخند بزنيد تا لبخند روي لبتون باقي بمونه. 7- لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلي وحشتناکه. 8- يه بسته دستمال کاغذي حتما روي ميزتون باشه. 9- اتاقتونو قبل از خودکشي مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست.) 10- رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد. 11- يه جوري خودکشي کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد. 12- دليلتون براي خودکشي قانع کننده باشه. 13- براي مسايل عشقي خودکشي کردن کار الاغاست... بلانسبت شما. 14- قبل از خودکشي حتما يه فال حافظ بگيريد. 15- قبل از خودکشي استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره. 16- بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشيد. 17- اگه توي دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلي رمانتيکتر و روياييتر به نظر مياد و اشک آور تره. 18- در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه. 19- قبل از خودکشي حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه. 20- خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد. «استفاده از جوراب» تخت خواب رو آماده کنيد. تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو . خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو . هيچ راه نفوذي براي هوا نذاريد. يک ساعت بعد... شما مرديد. خدا رحمتتون کنه. « سوء استفاده از موش» تخت خواب رو مرتب کنيد. بريد زير پتو. اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه. حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روي تنتون راه ميره. خواهش ميکنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد. مرسي ...
کاریکاتور چند شخصیت بزرگ یانی تام کروز الپاچینو بروس ویلیس
عکس هایی از ارواح
اتفاق نادر مردم منطقه را حیرت زده کرد : به گزارش خبرنگار ابهرنیوز از صائین قلعه ؛ شاهدان عینی این شی را مخروطی شکل توصیف می کنند که مانند ابری نورانی بر فراز شهر در حال حرکت بوده و ماهیت آن مشخص نبوده است . خبر تکمیلی - ساعت ۱۵ : گزارشها حاکی است این شی نورانی در طارم و نقاطی از زنجان نیز دیده شده است
آ قا گرگه! یه روز آقا گرگه بعد از کلی فک کردن به جای اینکه هی بره شنگول و منگول رو بخوره و اون حبه انگور به مامان بزی خبر بده و مامان بزی با یه حرکت شیکم گرگه رو پاره کنه اول مامان بزی که مشغول چرا بود رو یه لقمه ی چپ کرد بعد با خیال راحت رفت سراغ بزغاله ها گرگه که دیگه رمز پیروزی رو فهمیده بود به همین ترتیب کار ببعی هاخرگوشهاسنجاب ها و هر حیوون دیگه که می تونست بخوره رو هم یه سره کرد وقتی دیگه هیچ چی واسه خوردن تو بیشه ی خودش پیدا نکرد راه افتاد و همه ی بیشه های روی زمین رو از همه ی بزها .ببعی ها .خرگوش ها و سنجاب ها پاک کرد خسته و خوشحال از کار بزرگش یه گوشه خوابش برد وقتی بیدار شد دید هیچ چی نیس که مشغولش کنه نه .باور کردنی نبود! دیگه نه بز غاله ای بود که گولش بزنه! نه مامان بزی ای بود که گرگه رو شاخ بزنه نه خرگوشی که دنبا لش بدوه! نه ... گرگه دلش گرفت نمی دونست چی کار کنه رفت بالای یه کوه و شروع کرد به زوزه کشیدن به خودش می گفت دیگه هیچ وقت اول مامان بچه ها رو نمی خوره گفت اصلن فقط با خرگوشا دنبال بازی می کنه! *** بعد از چن سال وقتی سوت می زد و یه هویج می جویید صدای مع مع از دور دست به گوشش رسید!!
فیل عزيزم! اگه زنبور نيشت زد ناراحت نشو چون خيلي گلي.ی؟
میتونم یه چیزی بهت بگم؟ مطمین باش که از ته قلبم میگم… همیشه از خدا میخواستم که تو زندگیم یه همراه خوب بهم بده.. . همراهی که همیشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم… خدا یکیشو به من داد…. مال من نوکیاست… مال تو چیه؟ سلام گلم اگه اجازه بدی مامانم با مامانت حرف بزنه فردا ساعت 9 خدمت برسیم امر خیره. طرح شاد سازی دخترا ن ترشیده ی دم بخت اگه ديدی يه روز يه سوسکه چپه شده و دست و پا می زنه خيال نکن یکی زده و چپش کرده بدون داره به قیافه تو می خنده
روزی بود که روزگاری نداشت جنگلی بود که درختی نداشت شکارچی بود که تفنگ نداشت با تفنگی که فشنگ نداشت رفت شکار آهویی که سر نداشت بعد از شکار آهو رو گذاشت تو کیسه ای که ته نداشت.با اینکه قصه ی من سر و تهی نداشت..... اما ارزش سر کار گذاشتن تو رو داشت.
انتشار خبر نوزاد 7 ماهه 20 كيلويي تهراني كه مورد توجه بسياري از مخاطبان خبرگزاري فارس و ساير رسانهها قرار گرفت، خبرنگار اجتماعي فارس و تيم تصويربرداري اين رسانه را واداشت تا به سراغ اين نوزاد چاق ايراني بروند.
انواع مرد. یه یارو رفت حج نه نماز می خوند . نه طواف میکرد نه ... ........... انهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند . نمی فهمند که پاییز همان بهار است که عاشق شده است ... ............... امیدوارم خوشبختی مثل سگ پاچتو بگیره، مثل سوسک از سر و روت بالا بره، پاییز از زمستون غمگین تره چون بهار و ندیده، ولی من از پاییز غمگین ترم ، زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز .............................. در جهان ما اگر باده نبود . جای ما مردم اواره نبود . .................................. یه سلام آلبالویی واسه تو که خیلی هلویی،یه سلام توت فرنگی واسه تو که خیلی قشنگی، به غضنفر میگن : نظرت درباره بند گردنی موبایل چیه ؟ میگه : خوبه , فقط موقع شارژ گوشی یه 2 ساعتی آدم رو از کار و زندگی میندازه!
موضوع: نامه ای به دوست خود بنویسید و از احوالاتش جویا شوید. گر آمدنم بمن بدي، نامدمي. چه خبرا؟ اگر از احوالات من خواسته باشی بسیار احمق هستی. زیرا با کارهایی که من در زنگ تفریح بر سرت می آوردم خیلی باید نادان باشی که باز هم احوال من را بپرسی. الآن هم اگر معلم نگفته بود هرگز این نامه را برایت نمی نوشتم. تازه من این نامه را برای تو پست نخواهم کرد و این نامه فقط جنبه ی تشریفاتی دارد ولی معلم نادان ما هرگز این موضوع را نمی فهمد. دیگه چه خبرا؟ آیا در کشور های خارجی هم بچه ها مریض روحی هستند و در زنگ تفریح یکدیگر رامسخره می کنند؟ من شنیده ام که بچه های آنجا در زنگ تفریح فقط به استراحت و خوردن تغذیه و دیگر کارهای خسته کننده و احمقانه دست می زنند و هیچ مسخره کردنی در کار نیست. حتی من شنیده ام بابای مدرسه در آنجا از احترام خاصی برخوردار است. آیا در مدرسه ی شما هم بچه ها هنگام ایستادن در صف برای خرید تغذیه، حتی اگر صف خلوت باشد هم یکدیگر را هل می دهند؟ دیروز در صفی که جلوی دکه ی زشت بابای مدرسه تشکیل شده بود در حالی که ساندویج کالباس داشت تمام می شد تشنج شدیدی به وجود آمد و احمد قطع نخاع شد. احمد را که یادت هست؟ همان که در ماجرای گم شدن مداد رنگی های من دست راستش را از دست داد. راستی در آنجا هم ناظم هر روز در سر صف صبح گاهی بچه ها را تهدید می کند؟ من مطمئن هستم که ناظم ما از کتک زدن بچه ها لذت فراوانی می برد و دارم مقاله ای می نویسم که از نظر علمی این موضوع را ثابت کنم ولی بچه های دیگر به من می گویند که تو هنوز برای مقاله نوشتن بچه هستی و من هم به آنها گفتم شما غلت نکنید خاک برسرها. دیروز در مدرسه ی ما به یک مناسبت لعنتی دیگر، جشن گرفته بودند. بچه ها مدت 48 دقیقه در زیر آفتابی که بدون اغراق به صورت عمود بر گردنشان فرود می امد نشستند. آسفالت مدرسه به مراتب از جشن های قبلی زبرتر شده بود. خاکی که به دلیل نظافت بی موقع بابای مدرسه در هوا پخش شده بود اجازه ی دیدن ناظم را به ما نمی داد. همچنین بلند گوی مدرسه خراب شده بود و صدای جیغ وحشتناکی از آن بیرون می آمد که من را به یاد خنده های پیرمرد خنزر پنزری در بوف کور می انداخت که مو به تن آدم سیخ می شد. همین صداها باعث شد که چند تن از بچه ها در شنوایی مشکل پیدا کنند به خصوص احمد که برای همیشه شنوایی خود را از دست داد. دیگه چه خبرا؟ ایا درآنجا هم مدرسه ها بر روی خود اسم های زننده ای نظیر نمونه دولتی و نمونه مردمی و از این مزخرف ها می گذارند؟ امسال مدرسه ی ما می خواست از طرف اداره ی استان، نمونه شناخته شود و فکر می کنم جشن را هم به خاطر همین بر پا کرده بودند. ولی به دلیل اتفاقاتی که برای احمد افتاده بود مدرسه ی ما نمونه نشد. ناظم هم به همین دلیل از کوره در رفت و صورت احمد را برگرداند. داشت یادم میرفت. آن توپی که به دلیل شاگرد اول شدن در کلاس به تو جایزه داده بودند را یادت هست؟ دیروز بالاخره فهمیدم که آن توپ را مدرسه به تو جایزه نداده بود بلکه پدرت برایت خریده بود و به مدرسه داده بود تا خوشحال شوی. ناراحت شدی نه؟ حیف که اینجا نیستی وگرنه با آب و تاب و جزئیات بیشتری برایت تعریف می کردم تا بیشتر ناراحت بشوی. بسیار خب کار من اینجا تمام است. قبل از اینکه انشای خود را به پایان برسانم بد ندانستم که قسمتی از مقاله ای را که در مورد لذت بردن ناظم مدرسه امان از تنبیه بچه ها نوشته ام را برایت بنویسم.
ماجرای طنز روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
از یکی میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ یکی انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچه همسایمونه، ولی همیشه خونه ماست آرداواس بعد بیست سال از آمریکا برمیگرده ایران و یک ساندویچ فروشی میزنه. روز اول، یکی میاد میگه: قربون دستت، یک ساندویچ سوسیس بده. آرداواس که هنوز خوب از حال و هوای دیار کفر درنیومده بوده، میپرسه: "تو گو" بدم؟ یکی شاکی میشه، میگه: نه مرتیکه، تو نون بده! یکی مرده شور بوده، بعد از یه مدتی میگیرنش دهنش رو سرویس میکنن. رفیقاش میپرسن بابا مگه این بیچاره چی کار کرده بود؟ میگن: این پدرسوخته سوالای شب اول قبر رو تکثیر کرده بود بین مردهها تقسیم کرده زن و شوهری به سینما رفتند. در اواخر فیلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: این کسی که بغل دست من نشسته از اول فیلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتی جواب داد: به درک که خواب است. حالا چرا منو از خواب بیدار کردی؟ یکی 19 تا بچه داشته، بهش میگن: چرا یک بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند کمتر، زندگی بهتر! یکی چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: دو تا آرزو بکن. یکی میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، یکی یکم میخوره میگه: به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده این همه جوک تقدیم به تمام کسانی که وبلاگم را میبینند نظر فراموش نشه
تاريخچه گوگل از ابتدا تا امروز به جرات می توان گفت اينترنت بدون گوگل معنايی ندارد. امروزه بسياری از مردم برای يافتن جواب هر مساله ای به سراغ موتور جست وجوگر گوگل می روند. اين جست وجوگر به سرعت جای خود را در بين کاربران اينترنت باز و طرفداران بی شماری را جذب کرده است. موتور جست وجوگر هوشمند و سريع گوگل در �*ال �*اضر تمام رقيبان قدر خود را در مدت زمان کوتاهی پشت سر گذاشته و خود را يکه تاز ميدان کرده است. چندی پيش نشريه نيويورک تايمز تصوير طنزی را به گوگل اختصاص داده بود که نشان می داد تا چند سال آينده می تواند �*تی درون مغز شما را هم برايتان جست وجو کند.
بهتره از لباسهای تنگ و کوتاه استفاده کنید چون امکان داره گوشه دامن بر زیر پا و جلوی جمع کله پا بشید . از پوشیدن کفش با پاشنه بلندتر از 4/3 سانتیمتر خوداری کنید چون احتمال شکستگی در ناحیه لگن زیاده . چرخش های کمر حدالامکان در زاویه 180درجه به چپ و راست باشه از چرخش به یه جهت بیشتر از 180 درجه جدا خوداری کنید چون امکان گرفتگی رگ سیاتیک بالا می رود . در هنگام رقصیدن از نگاه کردن به رقاص های دیگه خوداری کند تا ریتم رقصتون بهم نخوره . وقتی مشغول رقصیدن هستید از تکرار کرن یک حرکت بیش از سه ار خوداری کنید چون دچار یک نواختی می شید . هنگام چرخیدن روی پاشنه نفس را حبس کنید و بد از یک چرخش 360 درجه دوباره نفس بکشید تا دچار نفخ یا سرگیجه نشوید . سعی کنید دست ها را در جهات مختلف بچرخانید و از بشکن هم زیاد ستفاده کنید . موها را افشون کنید و هنگام چرخیدن توی صورت نفر مقابل بصورت شلاقی بزنید (نکته پاستوریزه : لبخند فراموش نشود) . در هنگام خم شدن به پشت سعی کنید با زمین زاویه 90 درجه درست کنید چو نمای بهتری داره . اهنگ در حال پخش رو زیر لب زمزمه کنید تا با ان مچ باشید و با تغییر ریتم شما هم ریتم رقص را عوض کنید . از رقص بریک استفاده کنید و اون و با رقص بندری قاتی کنید و از نتیجه کار لذت ببرید
روزی از یک چوپان می پرسند:این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته؟ از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ یوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقای ناظم کمک کنید الان نزدیک به نیم ساعت است که پرویز با بردارم دعوا می کند و داره اون رو میزنه . یکی کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید. دو نفر میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف شهرشون.
به نظر شما این بچه درحال چه کاری است
ای اس ام اس برو پیش اونی که دارم بهش فکر می کنم . . . . . . . . . یه دونه بزن تو سرش برگرد بیا با هم بهش بخندیم
اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟ . . . واقعا که! . . . تو هنوز منو نشناختی؟؟؟ از خدا پول خواستم بانک داد درخت خواستم جنگل داد اتاق خواستم خونه داد حالا میترسم تورو بخوام بهم یه گله گوسفند بده!!! سلام
عکس های عروسی زنی که ۴تا پا داره
یکی زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. یکی میگه: پس من میخونم یادداشت کنین! از یکی میپرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم... اونم نه به یکی میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر
دیوانه اولی: ببینم، مگه تو کری که جواب سلام منو نمیدی؟! دیوانه دومی: نه اون احمد داداشمه که کره، من لالم یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون. یه آبادانیه با یه فرانسویه راه میرفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!!! یکی رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. یکی یه خرده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟
لره و ترکه شطرنج بازی میکردن - شاه دغ مرگ میشه !!! زندگی سه تا پیچ داره تولد عشق مرگ سر پیچ دوم منتظرم باش تا پیچ سوم همراهیت کنم سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد انقدر زیاد نیست که کمرمان را خرد کند انقدر است که ما را برای دعا به زانو دراورد
جوک تركه بعد از عمليات داشته شهدا رو جمع و توي پلاستيک مي کرده بين شهدا يه زخمي بوده که به زحمت ميگه من زخمي هستم شهيد نشدم تركه ميگه بيا برو توي پلاستيک شهيد شدي بدبخت داغي نميفهمي آخرين خبر از تيم ملي: کريم باقري به عنوان مترجم علي دايي انتخاب شد 666سه تا شيش داره مال پارسال بود امسال مد شده 777 سه تا هفت داره ، زمستونا خيابونا برفداره ؛ صابون كه به دست بمالي كف داره ، ايران و اينجوري نبين نفت داره ، نونوايي محلمون صف داره ، آهنگاي قديمي توش دف داره
این منم سپیدار پیر و اینک منم با دلی سرشار سرشار عشق و لبریز خواستن و مانعی بنام نگفتن چگونه باید گفت و چگونه باید نگفت زمانی که حرکت مواج آواها سخن می گویند سکوت از برای چیست ابتدا کجاست انتها در کجا پنهان شده است و چرا ذهن من انباری انباشته از حرف دارد و می خواهد ببارد می خواهد ببارد
بازیگر فیلم هریپاتر به خاطر موبایل کشته شد بازیگر فیلم هریپاتر به خاطر موبایل کشته شد "رابرت ناکس" Robert Knox بازیگر فیلم "هریپاتر" به علت بروز اختلاف بر سر تلفن همراه با ضربات کارد کشته شد. به گزارش موبنا رابرت ناکس 18 ساله هنگامی که در یک مرکز تفریحی در نزدیکی منزل مسکونیاش در لندن حضور داشت، بر سر اختلافاتی که با یک جوان درباره موبایل پیش آمد، با ضربات کارد کشته شد. ظاهرا "جیمی مایسن" 16 ساله که متهم به قتل رابرت است با قصد انتقامجویی و با اختلاف قبلی او را به قتل رسانده است. یک هفته قبل از حادثه، رابرت در باشگاه راگبی به جیمی گفته بود از تلاش برای ربودن تلفن همراه دوستانش دست بردارد. این دو نفر با هم در این باشگاه عضویت داشتند و در این حادثه علاوه بر کشتن شدن بازیگر فیلمهای هری پاتر، چهارنفر از دوستانش نیز با ضربات کارد مجروح شدند و یکی از آنها از ناحیه گردن زخمی شده است و در بیمارستان بستری است.
به نظر شما این فرشته نیست
چند بیت شعر پرمعنا اگر لذت ترك لذت بداني غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
عشق يعني يك سلام و يك درود
چند تا جک نظر بدهید لطیفه مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!! غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن (پره های هلی کوپتر!) یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!
اینهم از کلیپ بسیار زیبای امیر تتلو و حسین تهی بنام من و اون
بیوگرافی یاس یاسر که نام هنری یاس را برگزیده است، پس از فیلم خصوصی بازیگر سریال نرگس به شهرت رسید. او با قطعه «سیدی روبشکن»، موفق شد احساسات بسیاری از شنوندگان را تحریک کند. بعد از انتشار این آهنگ، نام یاس بر زبانها افتاد. یاس بیست و پنج ساله از شش سال پیش، رپخوانی را آغاز کرد. او سه روز پس از زلزلة بم قطعه بم را ضبط کرد که تکستی کاملا احساسی و تأثیرگذار داشت. او در این آهنگ به تصویرسازی حادثه بم پرداخت. این به موقع آهنگ دادنها، نشان میداد که او شمی قوی دارد و میداند کی باید آهنگ را بسازد و آن را منتشر کند تا نامش را مطرح کند. یاس، رپخوانی است که تلاشی جدی برای دریافت مجوز نشان داده. او با همکاری شرکت باربد، تلاش میکند تا آلبومش را به صورت مجاز منتشر کند ولی تا این لحظه درخواستش در وزارت ارشاد، بیجواب مانده است. ویژگی مهم تکستهای یاس، خاصیت انتقادی اوست. او با لحنی نیشدار و گاهی آزاردهنده، خصوصیات بد مردم را از قبیل مردهپرستی، اعتیاد، بیغیرتی و... هدف قرار میدهد که همواره باعث رنجش عدهای میشود. یاس معمولاً در بخش انتهایی تکستهایش از امید میگوید؛ از این که میتوان دوباره ساخت و دوباره اندیشید. بدون شک، او مجازترین رپر ایرانی است. حاشیههای *رپ* *رپ* در کشور ما مانند بقیة پدیدههای اجتماعی نوظهور، حواشیای فراتر از متن دارد. بسیاری از تازهواردهای این سبک، فقط ظواهر *رپ* مانند لباس و کلکل بازیها و جنگهای خیابانی را آموختهاند و به مسائل مهمتری چون جنبة انتقادی و اصلاحگرایانة آن، توجه نمیکنند. اگر در غرب بعضی سعی کردهاند با این نوع رفتار و موسیقی،مدلی از اعتراض را به نمایش بگذارند، ما با یک رفتار غیرعقلایی و غیرایرانی به تقلید از بدترین ظواهر زندگی یک عده غیرهموطن دست زدهایم. رپخوانها معمولاً لباسهای گشاد میپوشند. شلوار گشاد با جیبهای فراوان، یک رکابی بسکتبال که بر روی تیشرتی ساده پوشیده میشود و کلاهی که یا تا آخرین حد پایین آمده و یا کج قرار گرفته است. گردنبندی بزرگ که حتی ممکن است گردنشان را خم کند. از دیگر زلم زیمبوهای آویزان به آنهاست رپرها معمولا در راه رفتن هم سر و دستشان را تکان میدهند و زیر لب شعرهایی را زمزمه میکنند. شما شاید در خیابان افرادی را دیده باشید که کلاه خاصی بر سر دارند و با رفتارشان جماعتی را به خود مشغول کردهاند. یکی میخندد، یکی تعجب میکند و بعضیها سر تکان میدهند. اینها همان دوستانی هستند که راه رفتن خودشان را فراموش کردهاند. این تیپ از رپخوانها در حال افزایشاند، با فرهنگی آمریکایی که هیچ سنخیتی با زندگی ما ندارد. آنها برای جلب توجه و نشان دادن رپخوان بودنشان معمولا در حال درگیریاند. برای هر حادثة کوچکی دعوا به راه میاندازند و قمههای آماده را از غلاف بیرون میکشند. متأسفانه تعداد زیادی از رپرهای مشهور پرشین *رپ*، به انواع و اقسام مواد روان گردان و اعتیادآور وابستهاند و با افتخار از این مواد در تکستها سخن میگویند. اما در این میان هنوز رپرهای پاکی پیدا میشوند که مجدانه برای رسیدن به استانداردهای دریافت مجوز، تلاش میکنند. آنها موجب شدهاند که سیما نیز در برخی برنامههایش، حداقل برای تفنن از آهنگهای *رپ* استفاده کند. همانطور که در سریال«متهمگریخت» آهنگی با صدای رضا عطاران را در این سبک شنیدیم. در جشنواره امسال نیز تیتراژ پایانی فیلم «خط ممتد» به کارگردانی مانی تارخ، شعری *رپ* و با مضمون اجتماعی بود. شرکتهای زیرزمینی: به تازگی دو شرکت که توسط رپرهای جوان اداره میشوند، تصمیم به پخش و فروش زیرزمینی آلبومهای *رپ* گرفتهاند. شرکت دیوار یکی از آنهاست، این شرکت،«رادیوی اینترنتی» با همین نام را هر هفته برای دانلود در سایتش قرار میدهد. این شرکت، علاوه بر مصاحبه با رپرها در انجمنهایی به آموزش تکستنویسی و بیت سازی نیز مشغول است و کارشناسان آن به تحلیل موسیقیهای منتشره و امتیازدهی به آنان میپردازند
آهنگ جدید و زیبای حسام استپس به نام بازیگر
آهنگ جديد گروه اقيانوس (تتلو و نرگال و طعمه) به نام اوج عشق |
About
Archivesدی 1387آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 Links
سپیدهای بی ریای من
ذوزنقه |